X
تبلیغات
رایتل

7

شنبه 27 آذر‌ماه سال 1389

ساعت 3 نصفه شبه. آقای همسر رفته مسافرت یه روزه یه شهر دیگه. امروز بعد مدت ها تنهام. از ظهر زدم بیرون. رفتم مرکز خرید تا واسه آقای همسر کادوی کریسمس بگیرم اما هیچی پیدا نکردم. خداییش خرید کردن واسه آقایون خیلی سخته. مخصوصا اگه نخوای لباس با عطر بگیری! واقعا موندم چی بگیرم براش. فک کنم باید بهش بگم که یه ویش لیست بنویسه و بهم بده.


بعدش اومدم خونه و دوباره با یکی از دوستام رفتیم سینما. خیلی وقت بود که با یه دختر بیرون نبودم. رفتیم فیلم هری پاتر منو دوستم هر جفتمون هری پاتر باز خفنی هستیم.اما نه دوست پسر دوستم و نه آقای همسر هری پاتر دوست ندارن. ما هم برنامه سینما رو گذاشتیم امشب که آقای همسر نیست.

فیلمش خوب بود ما که خیلی دوست داشتیم اما حیف که داستان نصفه هست و باید تا تابستون صبر کنیم که بقیش بیاد. 

ساعت 11و نیم فیلم تموم شد. ساعت 12 خونه بودم. از اون موقع تا حالا چی کار کردم؟؟ یه کم نت گشتم. پارازیت دیدم و موهامو رنگ کردم! 

امروز بعد 4 سال موهامو رنگ کردم. موهای خودم قهوه ای متوسط با تم زیتونی هست.  رنگ ماهوتی گرفتم که  تم موهام قرمز شه. به نظر که بد نشده. حالا باید تا فردا صبر کنم تو نور روز ببینم چه رنگیه

پ.ن :من این رنگو استفاده کردم.

نظرات (2)
سلام عزیزممم
موهات مبارککک امیدوارم شوشو زودی برگرده و موهات هم خیلی خیلی خوشرنگگ بشههههه
دیگه اینکه راستی تو کجای دنیایی دوستممم:)
سلاااام عزیزم. مرسی موهام خیلی عوض نشد راستش یعنی رنگش روشن تر یا تیره تر نشده فقط تم اش عوض شده.

عزیزم من سوئد هستم :)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد