X
تبلیغات
رایتل

26

یکشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1390

سلام

من اومدم. یه کم بهترم.بهتر که چی بگم. سعی میکنم بهش فکر نکنم. البته خدا هم خواسته و یه عالمه کارو گرفتاری برامون فرستاده.

عرضم به خدمت شما که ما همچنان خونه نداریم و درگیر پیدا کردن یه خونه مناسب هستیم.مشکل اینجاست که از اینجایی که ما الان ساکن هستیم ،یعنی مهمانخانه محل کار آقای همسر، تا اون شهری که ما میخوایم خونه بگیریم 12 کیلومتر + نیم ساعت قطار سواری راهه!!!! یه چیزی حدود 42 کیلومتر!! از اونجایی که ما فعلا ماشین نداریم مجبوریم  اون 12 کیلومتر رو ا دوچرخه بریم. یعنی یه خونه دیدن میشه 24 کیلومتر دوچرخه سواری در روز!

اینجا از طریق وبسایت ها مشخصات خونه و قیمتش رو میبنیم بعد برای دیدن خونه در خواست میدیم. متاسفانه روز و ساعتش دست ما نیست و صاحبخونه یا بنگاهی که آگهی رو در سایت قرار داده مشخص کننده زمان دیدن هر خونه هست. این یعنی اینکه ممکنه هر روز این همه راه رو بریم فقط برای اینکه یک خونه رو ببینم.

در حال حاضر به خونه رو دیدیم و پسندیدم. یعنی شما که غریبه نیستین کامل هم نپسندیدم راستش دیگه از این شرایط خسته شدیم. به بنگاه اعلام کردیم که خونه رو پسندیدیم. حالا قرار هست که بنگاه با صاحب خونه صجبت کنه و اگر اون هم از شرایط ما خوشش اومد خونه رو به ما بده. 

خیلی دلم شور میزنه. مخصوصا اینکه در حال حاضر شرایط ما زیاد جالب نیست چون من هنوز سر کار نمیرم و درآمدی ندارم و یک حقوق دانشجوی دکترا برای خیلی از صاحب خونه ها کافی نیست و مثلا میگن حداقل باید 5 برابر کرایه خونه درامد داشته باشین که خب ما نداریم :(


خلاصه اوضاع جالبی نیست شدیدا به انرژی مثبت شما احتیاج دارم.


نظرات (3)
سلام
چند وقتی هست وبت و میخونم ... البته اون موقع نت نداشتم و کامنت نمیزاشتم ...کلا هم ادمی نیستم که بتونم واسه هرچیزی یه حرفی بزنم
ولی الان احساس کردم که احساست و خیلی خوب درک کردم

یهویی تو دلم خطاب بهت گفتم عزیزززززز دلمممم آروم باش همه چی درست میشه...یه روزی میرسه که میای و از آرامش و خیال راحت و روبه راه شدن کارهات حرف میزنی و وقتی برمیگردی به عقب با یه مهربونی و قدردانی خاصی نسبت به خدا و خودت و همسرت و صبوری هاتون نگاه میکنی




عزیزم بعد از هر سرپایینی یه سربالایی شیرین هست....
پاسخ:
مرسی عزیزم خیلی ممنون که به من سر میزنی.
ایشالا که زودتر اون روز بیاد. البته ناشکری نمیکنم جتی همین موقعیتی که الان داخلش گیر کردیم تا همین چند ماه پیش جزو آرزوهامون بود خدا ر شکر که همین رو هم داریم :)
اوه که اینطور... ملی جون از همون بنگاه های گرون دارین اقدام میکنین؟ اگه آره که خب میتونم حدس بزنم کرایه خونه ها باید خیلی بالا باشن. حیف که بخاطر رشته کاری/درسی همسرت به اون شهر و مکان وابستگی دارین وگرنه از لحاظ مسکن و امکانات جاهای دیگه هلند خیلی واسه تازه واردان بهتر بود. راستی خودت در چه زمینه ای میخوای کار پیدا کنی؟
پاسخ:
اتفاقا نه! تو یکی از اون بنگاه های پولی ثبت نام کردیم اما تا حالا کهخونه مناسبی بهمون نشون ندادن. این یه بنگاه معمولی بود . قیمت خونه هم 680 یورو هست اکسکلودد یعنی بودن اب و برق و... با اونها میشه 800 یورو. موقع قرار داد قراره که اندازه یه کرایه خونه به بنگاه پول بدیم. 1 ماه هم که پول پیش یه صاحب خونه و یک ماه هم اجاره
آخ آخ دست رو دلم نزار که خودممون هم خیلی از این جایی که محل کار آقای همسره ناراحتیم. مخصوصا اینکه چند هفته بعد از اینکه با اینجا قرار داد بستیم یه آفر هم از دانشگاه آیندهون گرفتیم فک کن اگه اون زودتر اعلام میکردم میرفتیم آیندهون و این همه دردسر رفت و امد و این چیزها رو نداشتیم.
اما خوب حالا هم اشکال نداره ناشکری نمیکنیم
من خودم هم دنبال کار تو رشته خودم یعنی مهندسی نرم افزار هستم. راستش خیلی هم برام مهم نیست که کارم مرتبط با رشته ام باشه فقط کار باشه، پول بدن، بتونم باهاش وارد جامعه اشون بشم کافیه میدونم خیلی کم توقع هستم
حالا که من دارم این پست رو میخونم میدونم خونه اکی شده
بهت تبریک میگم !
خدا رو شکر که یک زندگی رو شروع کردی حالا شده از صفر ..
برات آرزوی خوشبختی میکنم
پاسخ:
مرسی مریم بانو جان. خونه که همچنان در خماریش هستیم
ممنون بابت آرزوی قشنگت ایشالا تو هم هر جا که هستی موفق و خوشبخت باشی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد